از این ترانه میروی...
-
تاریخ: 1392/5/26 ساعت: 18:38
از این دیار بی کسی چه بی بهانه میروی وزین دل شکسته ام چه عاشقانه میروی نگاه گرم تو مرا امید هر ترانه بود چه ساده نازنین من از این ترانه می روی چه کرده ام مگر تو را امید زندگانیم که اینچنین عزیز دل ز حجم خانه میروی؟ نگاه سرد و خسته...
ﺧﻮﺍﺏ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺳﺖ ،ﻣﺎﻝ ﻣﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ......
-
تاریخ: 1392/6/8 ساعت: 18:20
ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﻣﺎﻝ ﻣﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ ﻭ ﺷﺎﻩ ﺑﯿﺖ ﻏﺰﻝ ﻫﺎﯼ ﻻﻝ ﻣﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ؟ ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺁﻥ ﻫﻤﻪ ﺑﻐﺾ ﺟﻮﺍﺏ ﺣﺴﺮﺕ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﻣﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ؟ ﭼﻘﺪﺭ ﺣﺎﻓﻆِ ﯾﻠﺪﺍ ﻧﺸﯿﻦ ﻭﺭﻕ ﺑﺨﻮﺭﺩ؟ ﺗﻮ ﻧﺎﺳﺮﻭﺩﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﺑﯿﺖ ﻓﺎﻝ ﻣﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ ﭼﻘﺪﺭ ﻟﮑﻨﺖ ﺷﺐ ﮔﺮﯾﻪ ﺭﺍ ﻣﺠﺎﺏ ﮐ...
واقعیٌت باش یا رویا چه فرقی میکند؟
-
تاریخ: 1392/6/5 ساعت: 20:40
من که دیگر نیستم حالا چه فرقی میکند؟ بی حضور یک نفر دنیا چه فرقی میکند؟ لا به لای ازدحام این همه بود و نبود هستیام با نیستی آیا چه فرقی میکند؟ با شما هستم شمایی که مرا نشنیدهاید! با شما خانم و یا آقا، چه فرقی میکند؟ ...
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن...
-
تاریخ: 1392/6/5 ساعت: 20:27
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن ابتدای یک پریشانیست حرفش را نزن گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را نزن آرزو داری که دیگر بر نگردم پیش تو راه من با اینکه طولانیست حرفش را نزن دوست دا...
دست بردار پتروس...
-
تاریخ: 1392/6/2 ساعت: 23:14
دست بردار پتروس بگذار دنیا را آب ببرد! در دنیایی که اقیانوس آرامَش به دنبال آرامِش می گردد صد سد هم بسازی فقط ... مشق شب بچه ها را زیاد می کنی! شهناز اسحاقی
عشق
-
تاریخ: 1392/5/29 ساعت: 16:21
یک نفر قلب تو را بی سحر و جادو می برد بی گمان من می شوم بازنده و او می برد اشک می ریزم و می دانم که چشمان مرا عاقبت این گریه های بی حد از سو می برد آنقدر تلخم که هر کس یک نظر می بیندم ماجرا را راحت از رفتار من بو می برد من در ای...
تا ابد به زندگي محكوم هستم...
-
تاریخ: 1392/5/28 ساعت: 14:37
شعری فوق العاده ااز سیدمهدی موسوی: حتّي تو هم... ول كن! نمي خواهم بگويم حالا كه با پايان قصّه روبرويم من سعي كردم مثل اين مردم نباشم وقتي خدا مي سوخت «من » هيزم نباشم حالا خدا مرده... و من مرده... و هرچه دنياي من خالي ست از دنيا، اگرچه ↓ تنهايي ام را شهر دارد مي فشارد مردي كه جز تنهايي اش چيزي ندارد...
دکتر سلام !
-
تاریخ: 1392/6/2 ساعت: 22:51
دكتر سلام! روح و تنم درد می كند چشمم، دلم، لبم، بدنم درد می كند ذوق سرودنم، كلماتِ نوشتنم دكتر! تمام خویشتنم درد می كند احساس شاعرانگی ام، تیر می كشد حال و هوایِ پر زدنم درد می كند دكتر! نگفته های زیادی ست در د...
وحالا که توانستی مسافرترشوی از من...
-
تاریخ: 1392/5/26 ساعت: 17:30
به دونبال تو راه افتاده ام مانند جا پایت وبرهمراهیت تن داده ام مانند جا پایت مرو ای همسفر ،پشت سرت را هم نگاهی کن ببین اینجا به خاک افتاده ام مانند جا پایت زمینگیرم ،زپا افتاده ام ،بااین همه اما ...
درد
-
تاریخ: 1392/5/26 ساعت: 16:34
میدمد نمیشود میدمد نمی شود یک شیشه قرص خواب آور که کم نیست..... حمیدرضاشکارسری «««««««««««««««««««««««« ناگهان ارام وبی صدا دست برچشمانت می گذارم ومثل همیشه پیش از آنکه " نامش " را حدث بزنی بازی تمام می شود.... سجادخزایی «««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««
بیراهه
-
تاریخ: 1392/5/26 ساعت: 18:33
بیراهه میرفتم دستم را گرفت وکشید ازاین پس تمام عمربیراهه میروم... حسین پناهی
تخت جدیدش....
-
تاریخ: 1392/5/26 ساعت: 18:35
می گفت : "سردی" شاید مرده ام امروز گمترین رویاهایش را پیدا کرد... به گمانم امروز با او به خانه اش میرود... تخت جدیدش حتی اگر مال او هم نباشد باز هم برای چند ساعتی "گرم" است...
دستم به دامانت....
-
تاریخ: 1392/5/26 ساعت: 18:36
نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت تحمل گفتی و من هم که کردم " سالها " اما چه قدر آخرتحمل بلکه یادت رفته پیمانت... چو بلبل نغمه خوانم تا تو چون گل پاک دامانی... ...
رؤیایم...
-
تاریخ: 1392/5/26 ساعت: 18:36
رؤیایم مثل سیبی ست که از دست تو افتاد به خاک سهم "تو" سرخ و تمیز سهم "من" روی "خراب" سیب بود....... آه.... سیب دندان زده ات "کرمو" بود....... دلنوشته علی شیوایی
رویایت تا ابد مال من است
-
تاریخ: 1392/3/15 ساعت: 19:59
کاش می شد قفسی می ساختم قفسی از فولاد که دلم دست خودم باشد و بس و نگاهی که به دونبال کسی پر نکشد کاش می شد این همه کاش نبود ودلم این همه بی تاب نبود کاش می شد... نه .... بیش از این من چه بخواهم از تو ؟!!!! خواب و رؤیای تو هم شیرین است... هرچه می خواهی باش هرچه می خواهی کن *رؤیایت تا ابد مال من است* ...
یک جاده انتظار
-
تاریخ: 1392/3/20 ساعت: 2:20
به کجا بنگرم؟ به کجای این جاده ی بی انتها ؟ که بی تو ای ستاره ی من من میمانم و یک " جاده انتظار....." علی شیوایی 9/3/88
بهانه ی من
-
تاریخ: 1392/3/20 ساعت: 2:15
برای زنده ماندنم بهانه ام شدی سمین برای این صدای من ترانه ام شدی سمین اگر تو را سروده ام بخاطر دلم نبود تو از ازل برای من ترانه ام شدی سمین علی شیوایی 16/1/89 به درخواست یکی از دوستان برای همسرش...
دلیل بیهوده....
-
تاریخ: 1392/5/26 ساعت: 18:39
دلیل بی هوده نیار که من سرم نمی شود... نگو که قسمتم نبود که باورم نمی شود. گذشتی از کنار من که با غریبه ها روی؟ دگر چه گویمت تو را که باورم نمی شود... علی شیوایی 16/2/88
دلبرم رادیدی....؟
-
تاریخ: 1392/5/26 ساعت: 18:39
اشک هایم را می گذارم به لب پنجره ی خانیمان میروم تا به کنار دل خویش ماهی تشنه ی دیدارتو را آب دهم.... میروم بر سر بوم نرم آرام به گلدان دلم می دهم " اسم تو " را یا کریم ها امروز میدوند بر سر دیوار حیاط من کمی دان...
کاش ... ای کاش که خوابی باشد
-
تاریخ: 1392/3/20 ساعت: 1:56
پشت آن شیشه ی سرد زیر باران خدا... کاش.... ای کاش که خوابی باشد... من به چشمم دیدم کلبه ی کوچک رؤیا هامان شده بازیچه ی تو.... "دست در دست رقیب" آه..... از غصه دلم میسوزد.... که چه آسان رفتی که چه آسان شده ای...